تبليغاتX
Mind Vision

Mind Vision

Open Mind For A Different View

با سلام و خسته نباشید.
 
اینجا می خوام متن یکی از ترانه های مورد علاقه ام رو براتون قرار بدم.
همونطور که از متن ترانه پیدا هست٬ این آهنگ راجع به خستگی از ناراحتی و دغدغه های روزمره انسانها از زندگیه. لازم به ذکره که این آهنگ توسط Joe Jackson و در آلبوم Night & Day اجرا شده. امیدوارم لذت ببرین.
 
 

Joe Jackson's

 
 
Now
 
The mist across the window hides the lines
But nothing hides the colour of the lights that shine
Electricity so fine
Look and dry your eyes

We
So tired of all the darkness in our lives
With no more angry words to say
Can come alive
Get into a car and drive
To the other side

Me babe - steppin out
Into the night
Into the light
You babe - steppin out
Into the night
Into the light

We
 
Are young but getting old before our time
Well leave the t.v. and the radio behind
Dont you wonder what well find
Steppin out tonight

You
 
Can dress in pink and blue just like a child
And in a yellow taxi turn to me and smile
Well be there in just a while
If you follow me

Me babe - steppin out
Into the night
Into the light
You babe - steppin out
Into the night
Into the light
 
 
پی نوشت:
لینک داونلود این ترانه رو بزودی در همین قسمت از وبلاگم قرار خواهم داد.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 4:45  توسط Behzad Moghaddam  | 

Source: ISNA

Source: ISNA

با سلام و خسته نباشيد.

چند روزي بود كه وبلاگم رو دست نخورده (البته از طرف خودم!) باقي گذاشته بودم. اما امروز در كمال ناباوري تصاويري رو تو اينترنت و اخبار ديدم كه منو مجبور كرد چيزي راجع به اونها بنويسم. البته مي دونم كه اين خصلت خيلي از ما ايرانيا هست كه راجع به چيزاي مختلف نقد كنيم حتي بدون اطلاع از ماهيت اونها. اصولا ما ايرانيا منتقدان خوبي هستيم. اما چيزي فراتر از مسائل سياسي، علمي، مذهبي و ... منو واداشت اين مطلب رو بنويسم. احتمالا خيلي از شما اخبار مختلف و گاها ضد و نقيضي رو راجع به طرح مبارزه با بد حجابي خوندين و اونايي كه اينو دنبال كردن حتما مطالبي هم راجع به طرح جمع آوري اراذل و اوباش خوندن. چند ساعت پيش طبق معمول هميشگيم كه داشتم خبرهاي دنيا رو از طريق اينترنت و سرويسهاي خبري فارسي و انگليسي دنبال مي كردم، تو سايتهايي مثل YouTube، Yahoo!، Baztab، ISNA، BBC و چند سايت خبري ايران و جهان اخبار و بخصوص تصاويري رو ديدم كه واقعا ناراحتم كرد. تصاوير هتك حرمت انسانها، يا لا اقل آدم ها. تو اين تصاوير ديدم كه متاسفانه بعضي از نيروهاي پليسس بعضي از اراذل و اوباش منطقه كيانشهر تهران رو وادار به انجام كارهاي مسخره اي مانند مكيدن سر لوله آفتابه (خيلي معذرت مي خوام)، به گردن انداختن اونها، گفتن كلمات نا مربوط يا شرم آور با ميكروفون، انجام حركات دلقك و صد البته تلخك گونه و چند كار ديگه كرده و مردم به اونا مي خندن. ناخودآگاه ذهنم به شخصيت قصاب تو فيلم دار و دسته نيويوركي رفت، شخصيتي كه مردم ازش بدشون ميومد اما هرموقع با ساتور و چاقو كسي رو مي كشت همه تشويقش مي كردن. من نه با مسائل سياسي كار دارم، نه قصد توهين به پليس رو دارم و نه غرضي براي دفاع همه جانبه از اين اراذل و اوباش. با اينكه كار ضربتي پليس رو براي دستگيري اين اراذل و اوباشي كه مدتها نه تنها در تهران بلكه در همه جاي ايران باعث نا امني هاي مختلف اجتماعي شده ان و زندگي با آرامش رو براي خيلي ها غير ممكن كرده ان تحسين مي كنم، اما از اينگونه رفتارها كه فقط و فقط از عقده ناشي مي شه از طرف پليس كشورمون، تاسف مي خورم. در اينكه اين افراد هر غلطي كه دلشون مي خواست رو انجام مي دادن (خيلي ببخشين) و مزاحم مردم مي شدن و موجب ريختن دل صدها نفر زن و مرد از هر رده سني شده ان شكي نيست و من هم از منظري نظر مي دم كه از عزيزترين افرادم توسط يه شرخر و چند تا از اين اشرار تو تبريز به قتل رسيده و طبعا كشته شدن برادرم كه شخصي دانشگاهي بود و بي آزار يكي از عميق ترين زخم هايي هست كه از اين نوع اشرار تو جامعه خورده ام، پس از اين بابت كه كسي منو سرزنش كنه كه تو كه خودت تاحالا با اينا مواجه نشودي يا نمي دوني اينا كيا هستن، پس چرا دم از انسانيت مي زني و مي گي اونام آدمن، خيالم راحته. اما آيا دستگيري اونا و اجراي حكم قانوني محكم، تاكيد مي كنم: محكمي براشون كافي نيست؟ مگه افسر پليسي كه هم نوع خودش رو وادار به مكيدن ....... مي كنه، خودش هيچ گناهي نداره؟ مگه اصلا علت اينكه اون شخص به يك "شرور" تبديل شده اين نيست كه شخصيتش از دوران كودكي كه اون موقع گناهي نداشت، تحقير شده؟ مگه اين نيست كه فرد شرور مورد نظر از روي عقده هاي جمع شده تو دلش دست به انجام هر كار زشت و ناهنجاري مي زنه؟ پس چرا افسر پليس هم از روي همون عقده وحشيانه يكي رو جلو همه كتك مي زنه و وادرا به كارهاي ناهنجار از نوع ابتكاري و جديدش مي كنه؟ فرق شرور و پليس اين وسط نوع عقده است كه اگه كمي عميقتر نگاه كنيم اين نوع عقده هم تقريبا در هردويشان برابر است. بهتره اينجا يه داستان تعريف كنم كه مربوط به يه جمله مي شه كه تو يكي از پستاي قبليم اونو نوشته بودم:

يه روز تو اورشليم، نزديك معبد سليمان (بيت المقدس فعلي)، مردم مي خوان يه زن شوهر دار رو كه هنگام رابطه جنسي با يه مرد ديگه ديده بودنش، سنگسار كنن. تقريبا همه مردم حاضر تو اون محل حاضر بودن، سنگ به دست و منتظر شنيدن فرمان بزرگان معبد. بزرگان معبد قبل از اينكه بخوان دستور سنگسار كردن اون زن رو اعلام كنن، نظر حضرت عيسي رو كه اتفاقا گوشه اي با شاگرداش نشسته بود مي پرسن. حضرت عيسي، ضمن ناديده نگرفتن قانون معبد، پيشنهاد داد شخصي كه تابحال مرتكب هيچ گناهي نشده و در واقع بي گناهه، اولين سنگ رو پرتاب كنه. هيچ كس نتونست سنگي پرتاب كنه و زن مورد نظر نجات پيدا كرد.

حالا معني اين داستان چي مي تونه باشه؟ معنيش اينه كه هيچ كس بر هيچ كس حقي نداره و همين طور هم برتري نداره. چون شرايط دو نفر هيچ وقت يكي نيست. اون افسر پليسي كه اين شرور رو به اين شكل تحقير مي كنه، احتمالا نمي دونه كه اگه خودش هم از كودكي با تحقير و صد جور فلاكت بزرگ مي شد، شايد الآن وضعش حتي از اون شرور هم بدتر بود. يا اصلا جداي اين مسائل، مگه غير اينه كه اينگونه تحقير كردن اين افراد تو جمع باعث افزايش كينه اونا شده و حس انتقام جويي رو تو اونا تقويت مي كنه؟ بلاخره اين افراد كه قرار نيست تا آخر عمرشون تو زندون بمونن و بلاخره بعد چند ساعت، روز، ماه يا اصلا سال آزاد مي شن و به جامعه بر مي گردن، اون موفع هست در اثر نتايج اين تحقيرات تو روانشون، به اشراري چه بسا بدتر از وضعيت فعلي تبديل مي شن و مردم و يا دولتي ديگه بايد پاسخگوي مبارزه با اونا باشه. فرهنگ تحقير تو هيچ قانون حقوق بشر، دين، مذهب و مكتبي جايي نداره و تو همه جا شديدا نهي مي شه. من قصد خرابكاري اقدامات پليس رو ندارم، جون مي دونم قشر عضيمي از پليسهاي ما با مايه گذاشتن از جون و دلشون امنيت جامعه ما و به طبع خود ما رو تامين مي كنن. از اين طرح پليس هم (عليرغم انتقاد از طرح مبارزه با بد حجابي) تقدير مي كنم، ولي از پليس خواهش دارم اينگونه افسرها يا پليسها رو هم محاكمه كنن تا تنبيه بشن. حتي در خوشبينانه ترين حالت كه پليس اين اشرار رو براي راضاء و تخليه روحي رواني مردمي كه تحت تعرض اونا قرار گرفتن تحقير كرده باشه، اين عمل غير قابل توجيهه. ما حداقل انتظار داريم پليسمون با اين افراد شرور (حداقل) در ظاهر تفاوت داشته باشد. البته بازهم مي گويم كه با ذكر كلمه پليس نمي خوام همه قشر پليس را در نظر بگيرم و منظورم فقط بخش بسيار كوچكي از اين نيروهاي وفا دار و زحمتكش است. در آخر هم بگويم كه چه درست و چه غلط، مردم و بخصوص عوام كه از تقسيمات نظام كمتر اطلاعي دارند، هرگونه عمل و تك تك رفتارهاي شما پليسها را به كل نظام حاكمه بر جمهوري اسلامي ايران بسط مي دهد و مربوط مي كند و اميدوارم كه با اينگونه رفتارها باعث تشديد بهانه تراشي غربيها درمورد نقض حقوق بشر در ايران (چه صحيح و چه ناصحيح) نشويم، همانطور كه ما و جهانيان اين ادعا را درمورد آمريكاييها نسبت به بدرفتاري با زندانيان زندان هاي گوانتانامو و ابوغريب داريم. متوجه باشيم كه درنظر آمريكاييها، آن زندانيان از افراد جاني هم مجرم تر هستند كه باعث كشته شدن هزاران مردم رهگذر و نامربوط به سياسيت در مسائلي چون حوادث 11 سپتامبر شده اند و مي شوند. اشرار ما هم متهم به جرمهايي از اين قبيل (به خطر انداختن امنيت جامعه) هستند. پس در نوع جرم تفاوت زيادي نيست. بنابراين چگونه است كه ما تحقير زندانيان گوانتانامو و ابوغريب را بارها به درستي محكوم مي كنيم اما خود شاهد تحقيرهايي از نوع بدتر و بدتر در كشور خودمان بوده و آنها را نيز تاييد مي كنيم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 9:42  توسط Behzad Moghaddam  | 

عنوان عبور نزديك امروزه در علوم فضايي به گذر جسم خارجي مانند شهاب سنگ يا اجرام ديگر آسماني از نزديكي مدار زمين اطلاق مي شود. به خود اجرام ذكر شده اجرام نزديك زمين گفته مي شود (Near Earh Objects: NEOs). اما از سال 1997 با كشف جيم اسكاتي دانشمند علوم فضايي مركز مطالعه فضا در دانشگاه آريزونا، عبارت عبور نزديك (Close Approach) معني ديگري به خود گرفت. اين عبارت به معناي نزديك ترين عبور يك جرم آسماني با قطر حدود 2 كيلومتر نسبت به زمين مي باشد. شهاب سنگ 1997 XF11 طبق محاسبات مي بايست روز سه شنبه 26 اكتبر 2028، حوالي 1:30 بعد الظهر از نزديكي زمين عبور كند. هنوز در اينكه احتمال برخورد شهاب سنگ به زمين وجود دارد يا نه اختلافات نظري وجود دارد. سازمان فضايي آمريكا (NASA)، ابتداء در بيانيه اي اعلام كرد كه هرگونه احتمال برخورد اين شهاب سنگ به زمين صفر درصد است. اما پس از 2 سال كار تحقيقي بيانيه ديگري در نقض بيانيه قبلي در همين موضوع صادر كرد و در آن برخورد اين شهاب سنگ به زمين را محتمل دانست. حال اگر احتمال برخورد اين شهاب سنگ به زمين را كه با سرعت 30000 كيلومتر در ساعت به قطر حدود 2 كيلومتر در حال آمدن به سمت ما مي باشد، صفر درصد فرض كنيم، ممكن است از خود بپرسيم كه عبور نزديك اين جرم حجيم آسماني با سرعت ذكر شده از نزديكي سياره ما چه آثاري بر زمين خواهد داشت. ناسا در گزارش اوليه خود فاصله 1997 XF11 را از زمين هنگام نزديك ترين حالت، دو و نيم برابر فاصله ماه از زمين اعلام كرده بود. اما تحقيقات مختلفي از سراسر دنيا نشان داد اين فاصله در محاسبات، هر ساله كاهش مي يابد. علت اين كاهش، ضرورت گذشت مدتي زمان براي ترسيم دقيق تر مدار بيضي شكل اين شهاب سنگ بود. محاسبات بعدي در سال 1999 نتيجه را اينگونه نشان مي داد: احتمال عبور اين جرم آسماني از فاصله اي نزديك تر از فاصله ماه با زمين بين 80 تا 90 درصد اعلام مي شود. فاصله اي كه در ابتدا 925000 كيلومتر اعلام شده بود، بعدها به 150000 كيلومتر و حال نيز به 40000 كيلومتر كاهش يافته است. خوشبينانه ترين محاسبات نشان مي دهد كه هرقدر اين كاهش فاصله وجود داشته باشد، بازهم شاهد عبور اين جرم آسماني از فاصله اي بسيار نزديك از زمين، در صورت عدم برخوردش به آن خواهيم بود. اما اثرات: درصورت برخورد درواقع نظريه انقراض دايناسورها تكرار خواهد شد، اينبار بر روي انسانها. شدت اين فاجعه ميليونها برابر شدت انفجارات اتمي مي باشد. حتي درصورت عبور اين جرم در فاصله اي دو و نيم برابر فاصله زمين تا ماه كه امروزه فاقد ارزش محاسباتي است، فاجعه انساني در زمين بوقوع خواهد پيوست. با اين شرايط، يك هولوكاست همه گير را در زمين شاهد خواهيم بود. جابجايي مدار از زمين خود، وقوع طوفانهاي شديد، تسونامي، آتش سوزي هاي وسيع، اثرات پوشيده شدن آسمان از گرد و غبار به مدت بسيار طولاني (بيش از چندين سال)، و از همه مهمتر كوچك تر شدن سايز زمين بر اثر فشار و كنش و واكنش بين اين دو جرم كه قابل محاسبه با فرمولهاي اختر فيزيك مي باشد. همانطور كه اگر ماه تنها به اندازه يك دهم فاصله كنوني اش با زمين، به ما نزديك شود ميليونها نفر بر اثر حوادثي مشابه تسونامي (امواج عظيم درياها و اقيانوس ها) بر اثر كنش و واكنش جاذبه اي تغيير يافته بين زمين و ماه (در اصطلاح عاميانه جذر و مد) كشته مي شوند. هم اكنون NASA، دولت ايالات متحده و اتحاديه اروپا بر روي راه و روشي براي منحرف كردن مسير اين شهاب سنگ با همكاري دانشمندان سراسر جهان كار مي كنند. اين ماموريت اظطراري احتمالا توسط دولت ايالات متحده انجام خواهد شد، اما حتي اگر بتوانند با انفجارات اتمي خارج از جو زمين (كه تقريبا تنها راه ممكن مي باشد) مسير اين شهاب سنگ را تغيير دهند يا حتي آن را نابود كنند، غبار ناشي از انفجارات اتمي بر روي جو زمين، كه چندين دهه در آسمان باقي خواهند ماند، سياره ما را با عصر يخبندان ديگري مواجه خواهد ساخت. مانند همان عصر يخبنداني كه بر طبق نظريه مستند و معروف، نسل دايناسورها را از زمين برچيد. در شكل زير مدار ترسيم شده شهاب سنگ را نسبت به مدار زمين در فضا مشاهده مي كنيد.

Source: NASA Official Website

همچنين، درصورت عدم برخورد اين جرم آسماني با زمين، شاهد عبور دوباره آن از فاصله اي نزديك تر بين سالهاي 2036 و 2037 خواهيم بود. البته احتمال برخورد در دومين مواجهه با اين شهاب سنگ نيز وجود دارد. شايان ذكر است اين شهاب سنگ يا هر جرم آسماني ديگري، بهنگام عبور از نزديك جرم آسماني ديگري مانند سياره ما زمين، تحت تاثير جاذبه آن قرار گرفته و كمي با كمتر كردن فاصله اش نسبت به آن جرم، تغيير مسير مي دهد. اين نخستين باري نيست كه در منظومه شمسي سياره اي در معرض تهديد شهاب سنگ بزرگي قرار مي گيرد. شايد بعضي از ما برخورد شهاب سنگ Shoemaker - Levy 9 را با سياره مشتري به ياد داشته باشيم. در مورد اين شهاب سنگ كه بين 16 تا 22 جولاي 1994 تقريبا تمام اخترشناسان جهان را با تنها اتفاق خارق العاده نجومي در عمرشان (بر طبق گفته اكثر آنان) مواجه ساخت، ابتدا اعلام شده بود كه اين شهاب سنگ از كنار سياره مشتري عبور خواهد كرد. با گذشت مدتي پس از كشف اين شهاب سنگ فاصله عبور كاهش يافت تا اين كه اين سياره به نيمكره جنوبي مشتري برخورد كرد و تغييرات شديدي را در اتمسفر و متعاقبا در شكل ظاهري سياره مشتري ايجاد كرد. در زير نيز شكل نشان دهنده تغيير مكان شهاب سنگ 1997 XF11 را در بازه زماني نيم ساعت بين دو فريم (بين آغاز و پايان تصويربرداري) را مشاهده مي كنيد:

نقطه سياه كوچك ك از سمت چپ به سمت راست تصوير حركت مي كند، شهاب سنگ مذكور مي باشد.

درصورت درخواست در بخش نظرات، منابع قابل اعتماد مختلفي را جهت كسب اطلاعات بيشتر در اين وبلاگ قرار خواهم داد.

با تشكر. بهزاد مقدم.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 2:49  توسط Behzad Moghaddam  |