تبليغاتX
Mind Vision - عیسی مسیح، زندگی و اندیشه وی

Mind Vision

Open Mind For A Different View

سلام. امیدوارم حالتون خوب باشه. گرچه گفته بودم تو این پستم مطالبی راجع به پایان جهان (مربوط به پست قبلیم) می نویسم. اما تصمیم گرفتم اینکارو به پست بعدیم موکول کنم و اونجا مردم رو بترسونم!

دیشب داشتم به فیلم Jesus of Nazareth نگاه می کردم. امشب هم دوباره نگاش کردم. به نظر من بهترین و منطبق ترین فیلمی که راجع به زندگی عیسی مسیح نسبت به فیلمای دیگه و بر طبق کتب مختلف و دستنوشته های باستانی ساخته شده همین فیلمه. اگه علاقه داشته باشین، دیدن این فیلم رو بهتون پیشنهاد می کنم. این فیلم همزمان زندگی تاریخی و عقاید فکری عیسی مسیح رو به تصویر می کشه. البته ما اینجا نمی خواییم راجع به فیلم صحبت کنیم. قصد دارم تو اینجا مطالبی راجع به حضرت عیسی مسیح بنویسم. البته امیدوارم آقای شیرازی (مدیر بلاگفا) و همکارانشون موقع بازبینی وبلاگم بهم تهمت ترویج مسیحیت نزنن، گرچه این رو تهمت حساب نمی کنم. بعقیده من همه پیامبران آسمانی - که من اونا رو افرادی با عقاید باز نسبت به مردم زمانشون می خونم - پیام آور صلح و دوستی بودن. گرچه از نظر مذهبی شاید قوی نباشم، اما برای مثال همین داستان عیسی مسیح از طرف تاریخدانها و باستان شناس ها هم تایید شده، البته با کمی اختلاف نظر. حالا اجازه بدین شیوه نوشتاری متن رو از حالت گفتاری به حالت کتابی تغییر بدیم!

Mary (مریم مقدس) زمانی در جهل و نادانی عده ای که اعتقاد داشتن برترین طرز تفکرات رو دارن، در زمان پادشاه Heroid فرزند پسری بدنیا آورد. در این که گفته می شود مریم ازدواج کرده بود یا نه اختلاف نظر وجود دارد. عده ای معتقدند که مریم مقدس با Josef ازدواج کرده بود و عده ای اعتقاد به مجرد بودن وی داشته اند. اما هر دو طرف در این مسئله متفق القول اند که چه مریم مقدس ازدواج کرده بود و چه نه، فرزندش در نتیجه رابطه با همسرش و یا مردی دیگر نبوده و روح یا فرشته ای روح عیسی را در او دمیده بود (بر طبق دستنوشته های کهن که در موزه های لندن و پاریس نگهداری می شوند). پیشگویان دربار قبلا به هرود - پادشاه - اطلاع از تولد نوزاد پسری داده بودند که شاه قوم بنی اسرائیل خواهد شد. شاه بالاخره مجبور به صدور دستور قتل تمام نوزادان پسر داد. بی اطلاع از کوچ مری به اورشلیم (Juraselium). محل تولد عیسی مسیح را شهر بیت اللهم (واقع در فلسطین امروزی) می دانند. عیسی از کودکی مرود احترام مردم بود و در جلسات دینی آنها شرکت می کرد. در اینجا قصد بیان کامل تاریخ را ندارم، بلکه می خواهم بیشتر به عقاید فکری مسیح توجهی داشته باشیم. درضمن، نام مسیح (Messiah) از پیش از میلاد عیسی وجود داشته و به ناجی قوم بنی اسرائیل منسوب می شده است. هنگامی که عیسی ادعا می کند که مسیح است، بسیاری او را گناهکار خطاب کردند. عیسی پس از چندی اقامت در اورشلیم، همزمان با رشد جسمی و ذهنی، دریافت که مردم اورشلیم تحت تسخیر بزرگان معبد هستند که افرای خشک مقدس مآب هستند. آنها اعتقاد داشتند که از افراد گناهکار باید دوری گزید و خود را افرادی Open-Minded (روشنفکر) می دانستند. آنها معبد را به محلی برای کسب مال و منال تبدیل کرده بودند. عیسی مسیح عقاید جابی داشته که برخی از آنها را در اینجا ذکر می کنم.

وی همواره به مردم می گفته که دشمنانتان را دوست بدارید و تمام بدیهایشان را ببخشید. همسایه تان را دوست بدارید و همانند بستگان خود با وی رفتار کنید. از وی حتی در انجیل Matthew (مطا، فکر می کنم در همین انجیل باید باشد) نقل قول شده که اگر کسی به یک طرف صورتتان سیلی زد، صورت خود را برگردانید و طرف دیگر صورتتان را به وی برای سیلی زدن پیشنهاد کنید. او عشق را از بزرگترین قدرتها می دانست و همواره همگان را به عشق ورزیدن نسبت به خدا و یکدیگر تشویق می کرد. وی با همه گونه مردمی نشست و برخاست داشت و اعتقاد داشت همه را می توان به راه درستی هدایت کرد، تنها با عشق و شخصیت دادن به طرف. عقاید وی تا جایی مردم را تحت تاثیر قرار داد که شورای علمای معبد تصمیم به قتل وی گرفتند و به زور قاضی رومی را حاضر به امظای حکم مصلوب کردن عیسی کردند. در فیلمی که در ابتدای این متن از آن نام برده شد عقاید و حتی نقل قولهایی که از مسیح وجود دارد، مستقیما به بهترین شکل به بیننده انتقال می یابند. این فیلم پر است از عین سخنان عیسی مسیح که در انجیلهای چهارگانه آورده شده اند. عیسی از همان اول هواریونی (پیروانی) را جمع می کند. از چند ماهیگیر سختکوش گرفته تا یک مامور جمع آوری مالیات (داروغه شهر) که از فردی بسیار خوشگذران و طماع به یکی از پیروان حقیقی عیسی مسیح تبدیل می شود. از دوازده حواریونی که وی جمع کرده است، یکی به نام Jude (یهودا) محل اقامت مسیح را به شورای علمای معبد شهر لو می دهد. صحنه شام آخر عیسی مسیح در فیلم مذبور بسیار زیبا پرداخت شده است. جاییکه عیسی به هواریونش می گوید که مدت زیادی را در میان آنها نخواهد بود و یکی از همین جمع من را لو خواهد داد. بیشترین اختلاف نظر ها در این قسمت از ماجرا وجود دارند. عده ای از زمانهای دور تا هم اکنون بر این اعتقاد هستند که یهودا یک خائن است که محل اقامت عیسی را در ازای چند سکه به دشمنانش لو داد. عده ای نیز بر این عقیده اند که یهودا اینکار را برای ایجاد فرصتی بزرگ برای اثبات مسیحیت عیسی انجام داد، زیرا با شناختی که از معجزات عیسی مانند زنده کردن مردگان و شفای بیماران داشت، فکر می کرد (یا به فکر وی وارد شده بود) که با امکان قتل عیسی، اگر وی خود را در معجزه ای بزرگ نجات دهد، مسیحیت وی بطور کامل اثبات خواهد شد (مانند فیلم مذکور). عده ای نیز اخیرا عقاید جدیدی را مطرح کرده اند. آنها یهودا را یک شجاع و مسیح دوست دانسته که با به جان خریدن خطر طرد شدن و یا حتی کشته شدن، مسیح را در رساندن به هدف نهاییش که همانا رسیدن به پروردگار (بر طبق نظریه عده ای کثیر، پدرش) می باشد به طور قابل توجهی یاری رساند. این نظریه تقریبا همزمان با انتشار نسخه جدید انجیل در اروپا (در سال پیش) شکل گرفت. نظریه های اول و دوم معقول تر بنظر می آیند. یهودا هنوز هم در افکار عمومی غرب و شرق جایگاه پایینی داشته، طوری که مردم در ضرب المثلهایشان نیز از کلمه یهودا در جاها و معناهای پست و کم ارزش استفاده می کنند. حتی روزگاری (و حتی هم اکنون) از کلمه Jude (یهودا) برای عبارت دزد بخصوص در هنگام هشدار دادن به بچه ها در همین زبان ترکی خودمان استفاده می شد. این مورد در بیش از 10 زبان زنده و مرده دنیا نیز استفاده داشته و دارد. بهنگام صرف شام آخر، عیسی مسیح همچنین به سیمون پیتر (همان پیتر مقدس، موسس کلیسا) می گوید که تو سه بار من را انکار خواهی کرد. بر طبق انجیل پیتر علیرغم مخالفتش با این حرف در آن لحظه، درست سه بار پس از دستگیری عیسی مسیح، از ترس جانش، به سربازان و مردمی که وی را بعنوان حامی عیسی می خواستند دستگیر کنند، به دروغ می گوید که عیسی را نمی شناسد. البته عیسی بهنگام گفتن این حرف به وی گفته بود که وی را مورد بخشش قرار خواهد داد. تقریبا مشابه همین عبارات بر سر تابوت Saint Peter (موسس کلیسا و اولین پاپ تاریخ) واقع در سرداب مقر سخنرانی ها و مراسمات پاپ در میدان سنت پیترز واتیکان - رم، ایتالیا - که قدیمی ترین تابوت آن سرداب است ذکر شده است. در هر حال، مسیح با کمک یهودا دستگیر می شود و به صلیب کشیده می شود. در اینکه مسیح پس از به صلیب کشیده شدن عروج می کند نیز اختلاف نظر فراوان است. از معروفترین نظریات مانند آنچه که اسلام بیان کرده است جسم عیسی همراه با روحش به آسمان عروج کرد. همچنین عده ای نیز معتقدند یهودا در معجزه ای شبیه به عیسی شد و وی به اشتباه به صلیب کشیده شد. عده ای نیز بر طبق نقل قولهای مستقیم عیسی که در انجیل های چهارگانه موجود هستند معتقدند که بدن عیسی پس از سه روز بعد از به صلیب کشیده شدن وی، هنگامی که موقتا در جایی تحت نظارت شدید رومی ها نگهداری می شد، ناپدید می شود و حواریونش را ملاقات می کند و سپس به آسمانها عروج می کند.

عیسی مسیح، در اوج دوران جهالت مطالبی را بیان کرد که بشر امروزی نیز همچنان در آن مات می ماند. چطور ممکن است همه را بخشید؟ مگر می شود کسی به شما توهینی بزرگ کند، زندگی شما را به نیست و نابودی بکشاند، و سپس شما با مهربانی او را ببخشید؟ فکر می کنید چند درصد از مردم دنیا قادر به انجام چنین کاری هستند؟ احتمالا کمتر از یک میلیونوم درصد. عده بسیاری به این عقاید عیسی مسیح انتقاد کرده اند و مثلا مطرح کرده اند که دفاع از جان و مال و عقاید چه می شود؟ در اینجا باید ذکر کرد که عقاید عیسی مسیح اگر در بین اکثریت جامعه بشری رعایت می شد، دیگر جایی برای جنگ و هجمه آوردن به جان و مال و عقاید دیگران باقی نمی ماند، چه برسد به دفاع از آنها. تا کنون چند نفر را در زندگی خود دیده اید که مانند مسیح فکر کند؟ چه کسی می تواند همه را دوست داشته باشد؟ اجازه دهید مثالی عینی برای همین مسئله بیاورم. همه ما وقتی به شخص خاصی شدیدا علاقه مند می شویم، کم کم دیگران برایمان کمرنگ می شوند. دیگر از جمع فاصله گرفته و به وی فکر می کنیم. عشق را فقط در معشوقمان می دانیم و بس. اگر کسی بخواهد کوچکترین صحبت به ظاهر تفرقه انگیزی بین ما و معشوقمان بزند - هر چند ممکن است اصلا تفرقه انگیز و یا عمدی نبوده باشد - فورا وی را طرد می کنیم و به دشمنی با او می پردازیم. از عشق به معشوق بگذریم. چند نفر ما با دیدن یک معتاد در خیابان، از او فاصله نمی گیریم؟ کسی را سراغ دارید که وقتی یک معتاد یا بیمار (برای مثال جذامی) به طرفش می آید تا سوالی بپرسد یا ...، با وی دست دهد و به گرمی پاسخش را دهد؟ چگونه است که کسی را سراغ نداریم که بتواند با همه قشر مردم، از فرهنگی و تاجر گرفته تا معتاد تزریقی و گدا و دزد و قاتل نشست و برخاست کند و دل همه آنها را بدست آورد؟ سپس خودمان را انسان کامل یا بقول نیچه ابر انسان بنامیم؟ کدامیک از ما راضی می شویم به پیر مردی که لاکپشت وار قادر است راه برود کمک کنیم تا از خیابان رد شود در حالیکه با اینکار به قرار با دوست دختر یا دوست پسرمان کمی دیرتر می رسیم؟ مطمئنا درصد کمی، تنها در صد کمی از جامعه می توانند مانند مسیح فکر کنند. مسیحی که در آخرین جملاتش تمام باعث و بانیان مصلوب شدنش را بخشید و از خدا خواست آنها را ببخشد، چون نمی دانند که چه کار می کنند. در پستهای بعدی درباره این مسائل و همچنین درباره اسلام مطلب خواهم نوشت. در اینجا تعدادی از جملات فقل قول شده عیسی مسیح را که در انجیل های اصلی (چهارگانه) و دیگر انجیل ها آمده است قرار می دهم:

 

"Ask and it will be given to you; seek and you will find; knock and the door will be opened to you."

"What shall it profit a man if he gains the whole world but loses his soul."

"Do unto others as you would have them do unto you."

"It is easier for a camel to pass through the eye of a needle than for a rich man to enter the Kingdom of Heaven (Luke 18:25)"

"For we walk by faith, not by sight.' II Corinthians 5:7"

"For everyone who exalts himself will be humbled, and he who humbles himself will be exalted."

"Yes I am with you always, until the very end of time"

"Let him who is without sin cast the first stone."

"for God so loved the World that he gave his only begotten Son' John 3:16"

"The good man brings good things out of the good stored up in his heart, and the evil man brings evil things out of the evil stored up in his heart. For out of the overflow of his heart his mouth speaks."

 

به امید استفاده از این سخنان و عقاید در لحظه لحظه زندگیمان.

با تشکر. بهزاد مقدم.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 5:9  توسط Behzad Moghaddam  |