تبليغاتX
Mind Vision - آیا تفاوتی وجود دارد؟

Mind Vision

Open Mind For A Different View

Source: ISNA

Source: ISNA

با سلام و خسته نباشيد.

چند روزي بود كه وبلاگم رو دست نخورده (البته از طرف خودم!) باقي گذاشته بودم. اما امروز در كمال ناباوري تصاويري رو تو اينترنت و اخبار ديدم كه منو مجبور كرد چيزي راجع به اونها بنويسم. البته مي دونم كه اين خصلت خيلي از ما ايرانيا هست كه راجع به چيزاي مختلف نقد كنيم حتي بدون اطلاع از ماهيت اونها. اصولا ما ايرانيا منتقدان خوبي هستيم. اما چيزي فراتر از مسائل سياسي، علمي، مذهبي و ... منو واداشت اين مطلب رو بنويسم. احتمالا خيلي از شما اخبار مختلف و گاها ضد و نقيضي رو راجع به طرح مبارزه با بد حجابي خوندين و اونايي كه اينو دنبال كردن حتما مطالبي هم راجع به طرح جمع آوري اراذل و اوباش خوندن. چند ساعت پيش طبق معمول هميشگيم كه داشتم خبرهاي دنيا رو از طريق اينترنت و سرويسهاي خبري فارسي و انگليسي دنبال مي كردم، تو سايتهايي مثل YouTube، Yahoo!، Baztab، ISNA، BBC و چند سايت خبري ايران و جهان اخبار و بخصوص تصاويري رو ديدم كه واقعا ناراحتم كرد. تصاوير هتك حرمت انسانها، يا لا اقل آدم ها. تو اين تصاوير ديدم كه متاسفانه بعضي از نيروهاي پليسس بعضي از اراذل و اوباش منطقه كيانشهر تهران رو وادار به انجام كارهاي مسخره اي مانند مكيدن سر لوله آفتابه (خيلي معذرت مي خوام)، به گردن انداختن اونها، گفتن كلمات نا مربوط يا شرم آور با ميكروفون، انجام حركات دلقك و صد البته تلخك گونه و چند كار ديگه كرده و مردم به اونا مي خندن. ناخودآگاه ذهنم به شخصيت قصاب تو فيلم دار و دسته نيويوركي رفت، شخصيتي كه مردم ازش بدشون ميومد اما هرموقع با ساتور و چاقو كسي رو مي كشت همه تشويقش مي كردن. من نه با مسائل سياسي كار دارم، نه قصد توهين به پليس رو دارم و نه غرضي براي دفاع همه جانبه از اين اراذل و اوباش. با اينكه كار ضربتي پليس رو براي دستگيري اين اراذل و اوباشي كه مدتها نه تنها در تهران بلكه در همه جاي ايران باعث نا امني هاي مختلف اجتماعي شده ان و زندگي با آرامش رو براي خيلي ها غير ممكن كرده ان تحسين مي كنم، اما از اينگونه رفتارها كه فقط و فقط از عقده ناشي مي شه از طرف پليس كشورمون، تاسف مي خورم. در اينكه اين افراد هر غلطي كه دلشون مي خواست رو انجام مي دادن (خيلي ببخشين) و مزاحم مردم مي شدن و موجب ريختن دل صدها نفر زن و مرد از هر رده سني شده ان شكي نيست و من هم از منظري نظر مي دم كه از عزيزترين افرادم توسط يه شرخر و چند تا از اين اشرار تو تبريز به قتل رسيده و طبعا كشته شدن برادرم كه شخصي دانشگاهي بود و بي آزار يكي از عميق ترين زخم هايي هست كه از اين نوع اشرار تو جامعه خورده ام، پس از اين بابت كه كسي منو سرزنش كنه كه تو كه خودت تاحالا با اينا مواجه نشودي يا نمي دوني اينا كيا هستن، پس چرا دم از انسانيت مي زني و مي گي اونام آدمن، خيالم راحته. اما آيا دستگيري اونا و اجراي حكم قانوني محكم، تاكيد مي كنم: محكمي براشون كافي نيست؟ مگه افسر پليسي كه هم نوع خودش رو وادار به مكيدن ....... مي كنه، خودش هيچ گناهي نداره؟ مگه اصلا علت اينكه اون شخص به يك "شرور" تبديل شده اين نيست كه شخصيتش از دوران كودكي كه اون موقع گناهي نداشت، تحقير شده؟ مگه اين نيست كه فرد شرور مورد نظر از روي عقده هاي جمع شده تو دلش دست به انجام هر كار زشت و ناهنجاري مي زنه؟ پس چرا افسر پليس هم از روي همون عقده وحشيانه يكي رو جلو همه كتك مي زنه و وادرا به كارهاي ناهنجار از نوع ابتكاري و جديدش مي كنه؟ فرق شرور و پليس اين وسط نوع عقده است كه اگه كمي عميقتر نگاه كنيم اين نوع عقده هم تقريبا در هردويشان برابر است. بهتره اينجا يه داستان تعريف كنم كه مربوط به يه جمله مي شه كه تو يكي از پستاي قبليم اونو نوشته بودم:

يه روز تو اورشليم، نزديك معبد سليمان (بيت المقدس فعلي)، مردم مي خوان يه زن شوهر دار رو كه هنگام رابطه جنسي با يه مرد ديگه ديده بودنش، سنگسار كنن. تقريبا همه مردم حاضر تو اون محل حاضر بودن، سنگ به دست و منتظر شنيدن فرمان بزرگان معبد. بزرگان معبد قبل از اينكه بخوان دستور سنگسار كردن اون زن رو اعلام كنن، نظر حضرت عيسي رو كه اتفاقا گوشه اي با شاگرداش نشسته بود مي پرسن. حضرت عيسي، ضمن ناديده نگرفتن قانون معبد، پيشنهاد داد شخصي كه تابحال مرتكب هيچ گناهي نشده و در واقع بي گناهه، اولين سنگ رو پرتاب كنه. هيچ كس نتونست سنگي پرتاب كنه و زن مورد نظر نجات پيدا كرد.

حالا معني اين داستان چي مي تونه باشه؟ معنيش اينه كه هيچ كس بر هيچ كس حقي نداره و همين طور هم برتري نداره. چون شرايط دو نفر هيچ وقت يكي نيست. اون افسر پليسي كه اين شرور رو به اين شكل تحقير مي كنه، احتمالا نمي دونه كه اگه خودش هم از كودكي با تحقير و صد جور فلاكت بزرگ مي شد، شايد الآن وضعش حتي از اون شرور هم بدتر بود. يا اصلا جداي اين مسائل، مگه غير اينه كه اينگونه تحقير كردن اين افراد تو جمع باعث افزايش كينه اونا شده و حس انتقام جويي رو تو اونا تقويت مي كنه؟ بلاخره اين افراد كه قرار نيست تا آخر عمرشون تو زندون بمونن و بلاخره بعد چند ساعت، روز، ماه يا اصلا سال آزاد مي شن و به جامعه بر مي گردن، اون موفع هست در اثر نتايج اين تحقيرات تو روانشون، به اشراري چه بسا بدتر از وضعيت فعلي تبديل مي شن و مردم و يا دولتي ديگه بايد پاسخگوي مبارزه با اونا باشه. فرهنگ تحقير تو هيچ قانون حقوق بشر، دين، مذهب و مكتبي جايي نداره و تو همه جا شديدا نهي مي شه. من قصد خرابكاري اقدامات پليس رو ندارم، جون مي دونم قشر عضيمي از پليسهاي ما با مايه گذاشتن از جون و دلشون امنيت جامعه ما و به طبع خود ما رو تامين مي كنن. از اين طرح پليس هم (عليرغم انتقاد از طرح مبارزه با بد حجابي) تقدير مي كنم، ولي از پليس خواهش دارم اينگونه افسرها يا پليسها رو هم محاكمه كنن تا تنبيه بشن. حتي در خوشبينانه ترين حالت كه پليس اين اشرار رو براي راضاء و تخليه روحي رواني مردمي كه تحت تعرض اونا قرار گرفتن تحقير كرده باشه، اين عمل غير قابل توجيهه. ما حداقل انتظار داريم پليسمون با اين افراد شرور (حداقل) در ظاهر تفاوت داشته باشد. البته بازهم مي گويم كه با ذكر كلمه پليس نمي خوام همه قشر پليس را در نظر بگيرم و منظورم فقط بخش بسيار كوچكي از اين نيروهاي وفا دار و زحمتكش است. در آخر هم بگويم كه چه درست و چه غلط، مردم و بخصوص عوام كه از تقسيمات نظام كمتر اطلاعي دارند، هرگونه عمل و تك تك رفتارهاي شما پليسها را به كل نظام حاكمه بر جمهوري اسلامي ايران بسط مي دهد و مربوط مي كند و اميدوارم كه با اينگونه رفتارها باعث تشديد بهانه تراشي غربيها درمورد نقض حقوق بشر در ايران (چه صحيح و چه ناصحيح) نشويم، همانطور كه ما و جهانيان اين ادعا را درمورد آمريكاييها نسبت به بدرفتاري با زندانيان زندان هاي گوانتانامو و ابوغريب داريم. متوجه باشيم كه درنظر آمريكاييها، آن زندانيان از افراد جاني هم مجرم تر هستند كه باعث كشته شدن هزاران مردم رهگذر و نامربوط به سياسيت در مسائلي چون حوادث 11 سپتامبر شده اند و مي شوند. اشرار ما هم متهم به جرمهايي از اين قبيل (به خطر انداختن امنيت جامعه) هستند. پس در نوع جرم تفاوت زيادي نيست. بنابراين چگونه است كه ما تحقير زندانيان گوانتانامو و ابوغريب را بارها به درستي محكوم مي كنيم اما خود شاهد تحقيرهايي از نوع بدتر و بدتر در كشور خودمان بوده و آنها را نيز تاييد مي كنيم؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم خرداد 1386ساعت 9:42  توسط Behzad Moghaddam  |